سایت دوست داران حضرت آیت الله حاج شیخ علی صافی گلپایگانی
سروده برادر در سوگ برادر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
جمعه, 02 آبان 1393 ساعت 07:16

ابـــــر عـــــالمی رفـــــت از دسـت ما                      کــــمال فــضائل جـــــمال هــــــــدی

بـــــه مــقیاس دیـن و خرد بی شمار                      بــه ظاهر اگـر بـود یـــک تــــن ز مـــــا

فــــــقیهی بــــــزرگ و ســر اهل علم                      ســـــــــرشته ز نـــــور و فــــرشته لقا

در او جــــــمع بُــــــد آیــــت ســـروری                      ولـــــی بــــــود عــــــبد ذلــــیل خـــدا

چه گویم به وصفش همین بس که بود                    دلـــــــش پـــــــــر ز انـــوار پـــــــاک ولا

غـــــــلام امــــــــام زمــــان بـود و رفت                      ســـــــــوی جــــنّت از ایـــن سـرای فنا

 

شعر بالا یکی از سروده های مرجعیت اعلی حضرت آیت الله العظمی آقای حاج شیخ لطف الله صافی (مدظله العالی)در سوگ اخوی والامقامشان مرجع ولایی فقیه صمدانی حضرت آیت الله العظمی اقای حاج اقا علی صافی (اعلی الله مقامه) می باشد.

 
جایگاه فقه از عصر غیبت تا امروز مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
جمعه, 25 مهر 1393 ساعت 16:36

هنگامی که خداوند بر غیبت امام بنا به مصالحی که خود میداند اراده کرد، مسائلی انجام شد به گونه ی زیر:

امام -علیه السلام- سفرا و نواب خاصّی در غیبت صغری برگزید که مشهور و معروفترین آنها نواب چهارگانه اند: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سمری.

در غیبت کبری امر را بر دوش نواب عام گذارد و انها شامل عالمان و فقیهان و حاملین علوم و راویان احادیث آنهایند. یعنی آن دسته از عالمانی که خویشتن را از هواهای نفسانی حفظ کرده، پاسدار دین خویشند ؛ بر توده های مردم واجب است که در حوادث واقع و رخدادهای زمان به آنها رجوع کنند و آنان را پی گیرند و از شیوه علمی شان تقلید کنند و از آنها <معالم دین> خویش و راه سلوک در هر امر از امور را فرا گیرند تا در اثر فرمانبرداری از عالمان و فقیهان، مسائل دین و دنیاشان اصلاح شود.

پس از واگذاری این امر خطیر بر دوش آنها که همان امر <ولایت> از سوی امام زمان ، و احساس مسوولیت عظیم  شان و حفظ حوزه اسلام ، خصوصاً شیعه در هر زمینه ای خواهد بود.

خدای را سپاس که علمای ربانی ما با انجام وظیفه و حفظ احکام و حدود اسلامی به بهترین صورت قیام کردند، تمام نیرو و سعی خود را به کار گرفتند و برای ادای تکلیف محوّل بر آنها از سوی آن حضرت به گونه ای که خادوند امر فرموده بود، پرداختند.

انصاف را باید گفت که در طول قرنها و عصرها از شروع غیبت تا زمان ما، هر چند مشقت و رنج هایی را تحمل کردند، زیرا در هیچ دوره ای از دوره های تاریخ پس از غیبت از نیرنگ مخالفین و سلطه ی جباران هر عصر آسوده خاطر و ازاد نبوده اند. خدای شان احسن پاداش را بهره سازد....

یزدان را سپاس که نتیجه تلاشها،مجاهدتها،کثرت تألیفات، وفور تصنیفات آنها در علوم مختلف اسلامی و مناظرات ، مباحثات، بحث و جدلها و گفتگوهای علمی شان انگیزه ای برای بقای دین و والایی بخشیدن نام آن گردید. و سبب شد تا با ظهور نشانه های هدایت و روشنگری اش، و رد شبهه های ستیزه خویان لجوج، و توضیح طریق حقیقت و مسیر راستین آن، و باطل نمودن تجاوز و ستم و گمراهی و اشاعه علوم اسلامی از اصول و فروع، عزت اسلام تجدید گردد.

این عالمان ربانی تا حدی در گستره دامنه علوم و معارف پیش رفتند که صحیح می نماید گفت شود: تمامی علوم را فراگرفتند، باب گسترش و آموزش آن را گشوده، به تدوین و اشاعه و نشر معارف در حد ضروری و امکان همت نمودند.

برخی علوم را بنیان گذارده ، بعضی از مسائل علمی را به طور ابتکاری طرح نمودند مواردی از مطالب بغرنج و پیچیده را حل کردند، به تبیین مجملات پرداختند، شماری از علوم را به طور ابتدایی باز گشودند ، مواردی متفرق در علوم مختلف را جمع آوری و منسجم ساختند، پراکندگی هایی را نظام بخشیدند ، و در نهایت به تنقیح و شسته رفته، نمودن بعضی از مباحث رستمانه همت کردند.و اینها به عنوان خزینه های علوم و معارف در کتابها و تالیفات آنان به شمار می اید. اکنون ما در پرتو برکت آن سنگرداران علم و فقاهت در هر موضوع و در هر زمان احساس بی نیازی کرده، قاطعانه می گوییم: باب های باطل را نکوبید، زیرا که حمد خدای را هر چه می طلبیم و در جستجویش بر آییم ،نزد ما و در دستهایمان قرار دارد.

هنم اینانند بزرگان علمایشیعه ، بر دوش کشندگان علوم اهل بیت عصمت ، روایات احادیث آنها از سر آغاز شروع غیبت امام از فرازمندان بزرگ منش، و فقهای قله نگر و استوانه های جامع علم و فقه و تقوی . نمونه را دو شیخ صدوق، کلینی ،مفید، دو سید بزرگوار و شیخ الطائفه و دیگر استوار قدمان فقاهت اهل بیت که خدای شان رحمت و برکت بخشد.

همین پاسداران فقاهت که با وجود انواع محنت ها و محرومیت ها و محدودیت ها از سوی سران و عمله ستمکاران و ردّ پیمایان شیاطین و گرفتار تعصب ها و کج فهمی های باطل، و عدم وجود حریت برای شیعه در طول قرن ها و قرن ها، به ویژه در مهمیز استبداد و فشار و استرس قرار گذفتن عالمان و فقیهان این فرقه، از پای ننشسته دست از ابلاغ پیام قرآن و رسالت رسول و هدایت اهل بیت بر نداشتند.

با وجودیکه در همیشه زمان ،قدرت و سلطه و حاکمیت در دست مخالفین آنها بود، لیکن تعهد را و ایمان را، میراث نبوت و آثار ولایت را حیات جاودان بخشیدند، تا که اسلام در چهره ای شکوهمند و زیبا جلوه کرده، حقیقت بس نیکوی آن در اصول و فروع، خصوصاً امر ولایت فروغ بخش حیات بشر گردید.

هم این روشنگرانواقع بین و حقیقت یاب،توانستند در پرتو نمایش چهره بی پیرایه اسلام و تبیین راستینش ،از روی بدعت های ابداعگران در دین پرده بردارند، و شبهه های مخالفین ، از جمله کفر ورزان دشمن خوی و فرقه های باطل که خود را به اسلام نسبت داده اند، در حالیکه ازحقیقت آن خبر ندارند، با روشنگریهای آن استوانه های علم و فقاهت و تقوا محو و باطل شد.

شکوه کار را باید گفت که تمام این توفیق ها سد شکنی ها ،فرازمندی ها کسب ارزشها بدون وجود تشکل تام و اجتماع رسمی در یک نظام و مجموعه انجام شده و می شود و پیرامونشان طالب علمان شیفته فقاهت اند که <معالم دین> را از آنها فرا گرفتند.

تا که دست به دست، زنجیروار به یکدیگر پیوست و این علوم و آثار از گذشتگان به آیندگان رسید. منت و سپاس خدای را بر این نعمت و همت.

منبع: تاریخ تحول فقه شیعه اثر مرحوم آیت الله العظمی صافی.

 
تعیین جانشین پیغمبر با خداوند است مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
شنبه, 19 مهر 1393 ساعت 07:01

یک زمانی اسلام طلوع کرد ،پیغمبر است و امیر المؤمنین تا پیغمبر است کسی که نامش همه جاهست در همه فتوحات در همه جنگها و غزوات در تمام کارها دوش به دوش پیغمبر امیرالمؤمنین است و دارد مبارزه می کند، اما پیغمبر اکرم از دنیا رفت، یک اشتباه بزرگ برای مسلمان ها پیدا شد که تا امروز ما هر چه مسلمان ها گرفتاری دارند معلول همان اشتباه و تعمد بعض دیگر است.

آنوقتی که موضوع امامت را از موضوع حقیقی خودش،آنطوری که خدا امر فرموده بود خارج کردند ، که مقام امامت هم مانند مقام نبوت جعل و تنصیصش با خداوند متعال است، یعنی همانطوری که بر خداوند است که پیغمبری را برای مردم مبعوث به رسالت کند و آن صفاتی که باید پیغمبر دارا باشد، جز خدا کسی نمی داند، -مانند-مقام عصمت که از اهم صفات و شرایطی است که باید پیغمبر و امام داشته باشند ؛ لذا بر خداوند است که پیغمبر معین کند و به او معجزه بدهد که شاهد حقانیت او باشد و پیغمبر هم بیاید و دعوتی که از طرف خدا مأموریت دارد ابلاغ کند همینطور مقام امامت هم چون تالی تلو مقام نبوت است باید تعیینش از طرف خداوند متعال بشود،

و لذا است که خداوند متعال امر به پیغمبرش می فرماید:  « یا اَیٌّها الرَّسُولَ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلیکَ مِنْ رَبِّکِ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّه یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ...». مأمور می شود پیغمبر که مقام خلافت و جانشینی را تعیین کند و در حضور جمعیتی که اقلاً هفتاد هزار نفر هستند موضوع خلافت و وصایت را تنصیص می کند و امیر المؤمنین را تعیین می کند و موضوع غدیرخم را اگر نگاه کنید از اسانید مختلفه به اسانید متعدده از خود عامه و سنی ها موضوع را روایت می کنند ، پس موضوع امامت به تنصیص خداوند است که حتی پیغمبر هم حق دخالت ندارد، شاهدش این است که وقتی که پیغمبر دارد مردم را دعوت به رسالت می کند یکی از بزرگان اعراب است به پیغمبر پیغام داد یا خدمت پیغمبر شرفیاب شد که من حاضرم دعوت شما را اجابت کنم به شرط اینکه مقام خلافت را بعد از خودتان به من بدهید، پیغمبر در جواب فرمود:که امر خلافت با من نیست با خداوند متعال است و در محلی که باید آن را وارد کند وارد میکند " الله یعلم حیث یجعل رسالته"خدا می داند که مقام رسالتش را به کجا و در چه محلی وارد کند و باز همان قضیه   «و انذر عشیرتک الاقربین » وقتی آن آیه نازل می شود در آنجا معلوم می شود که آن کسی که باید خلیفه پیغمبر باشد غیر از امیر المؤمنین نیست.

منبع:سخنرانی مرجع ولایی مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج آقا علی صافی.

 
هادی حق مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
چهارشنبه, 16 مهر 1393 ساعت 18:45

روز مـــیلاد حــضرت هـادی است                  هــــادی حق و راه آزادی اســـت

هست او جان حـــکمت و عـرفان                  عـــالم عـــلم او خـــدادادی است

بـــهر گم گشته گان سبیل نجات                  بـــهر درماندگان بـه امدادی است

بـــا بـیانات و مـــــــعجزات زیــــــاد                  بـــاعث انـــــقلاب بــــنیادی اســت

خــــلق را روز و شب هـــدایت کرد                 گرچه در رنج و ظلم و بیدادی است

مــــتوکل بــــر او ســـتم ها کـــــرد                 آنکه در عصر خود چو شدادی است

با هــــمه ظـــلم ها کــه دیــد امام                 بهر اسلام ســاعی و نـادی اســت

دل بـــه او داده هـــــر مــــسلمانی                مـــــورد حبّ عــاکف و بادی اســـت

هــــــمچو اجــــــداد طـــــاهرین او را               هــمه جا از بــزرگیش یـــادی اسـت

ایــــن بــزرگی که داشت این حضرت               خـــاندان را جــــلال اجــــدادی است

ایـــن بــــزرگی کـــــه آل طاها راست              بـهر ما شـــیعه باعـــث شادی است

بـــر (عـــــلی) از کــــرم نــگاهی کـن              چـون نه تـــشه ورا و نــــه زادی است

 
حربه دشمن مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
شنبه, 12 مهر 1393 ساعت 19:22

وقتی آدم دستش از روحانیت برید دشمنها حمله می کنند، آن هایی که مخالف دین هستند و عملاً مبارزه با دین می کنند اینجوری، یک عده ای هم به نام دین گمراه می کنند دین را بفهمید از چه کسی باید بگیرید ، هر کس صلاحیت کاری ندارد هر کس حتی عمامه هم به سرش گذاشت مرجع در همه کاری نیست؛ می شود آدم یک کاری که به استاد دانشگاه باید رجوع کند به کسی که در مکتب ابتدایی است مراجعه و سؤال کند؟

در امور دنیوی تا مطئن نشوید کسی اولویت دارد سراغش نمیروید اما نوبت دین که می رسد به دست هر حمال و چقالی هم حاضری بدهی .

دیدن با صورت مبارزه با دین، مردم میفهمند، اگر به زور بگویی چادرت را بردار میفهمد این زور است، گفتند یک کاریش می کنیم می گوییم چادر که لازم نیست تو باید مستور باشی حالا ولو با لباس، صورتت را هم که معلوم نیست خدا گفته باشد، کی خدا گفته است؟! تو کجای قرآن است؟! ، دارند همینجور کتاب می نویسند و تبلیغ می کنند و دین شما را از دستتان می گیرند ، برای اینکه متوجه نیستید ؛ اول علم بعد هم عمل.

منبع: سخنرانی مرحوم آیت الله العظمی صافی.

آخرین بروز رسانی در شنبه, 12 مهر 1393 ساعت 19:33
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 27