سایت دوست داران حضرت آیت الله حاج شیخ علی صافی گلپایگانی
سخنان مرحوم آقا درباره آیةالله العظمی سید جمال گلپایگانی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
جمعه, 21 شهریور 1393 ساعت 16:43

فرمایشات مرجع ولایی عالم ربانی حضرت آیت الله العظمی آقای حاج آقا علی صافی گلپایگانی (اعلی الله مقامه) درباره عارف کامل آیت الله العظمی سید جمال الدین گلپایگانی (قدس سره) که در کتاب جمال عرفان ذکر شده است:

ایشان مرد بزرگواری بودند علماً و عملاً در خدمتشان بودم، زاهد و عابد بودند و مقاماتی هم داشتند از نظر معنوی مرد بزرگواری بودند . و معروف هم هستند و از چیزهایی که من از ایشان شنیدم یکی این بود که گفتند یک وقتی به وادیّ السلام نجف رفتم و از بعضی قبرها یک دست هایی بیرون آمده بود و چیزهایی (طلب مغفرت و شفاعت) میخواستند و ما در محضرشان می رفتیم چون ایشان با پدر ما خیلی مربوط بودند و اظهار ارادت و علاقه به پدر ما می کردند و ما در نجف که می رفتیم در آنجا رفتیم و در منزل ایشان بودیم. و در مباحثه شان (تدریسشان) هم من (گاه گاهی) می رفتم. و اجازه اجتهادی هم به من دادند و نصیحتهایشان هم همه اش راجع به حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشزیف ) و از همین حرفها بود.

منبع: صفحه 106 کتاب جمال عرفان
مصاحبه با معظم له در قم در منزلشان.
 
ویژه نامه زیارت آیت الله آقای حاج شیخ لطف الله صافی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
شنبه, 15 شهریور 1393 ساعت 14:58

ما عبد حقير حضرت مولاييم
ساعاتي با آيت الله العظمي آقای حاج شیخ لطف الله صافي گلپايگاني(مدظله العالی)، خادم افتخاري حرم امام رضا (ع)

آقا علي بن موسي الرضا (ع)، حرمش نه آن‌كه تنها، ميقات انبوه زائران گم كرده راهي باشد كه از سراسر جهان به تمناي وصالي از درياي بيكران عنايت و شفاعتش به زيارت مي‌آيند، كه در اين ميان چه بسيارند بزرگ مردماني كه خود عالم رباني‌اند و شاگردي خلف از مكتب عالم آل محمد (ص)؛ اهل سلوكند و دستي بر شهود در عالم الهي اهل بيت آميخته‌اند.
بزرگ سالكاني كه چون خيل زائران به زيارت «آقاي بزرگ» خراسان (ع) مي‌شتابند تا از رأفت و توجه پرعطوفت اين امام همام بهره‌اي افزون برند.
در اين ميان، مرجع تقليدي از مراجع بزرگ شيعيان جهان، هر از گاهي در كسوت خادمي از خدمه آقا علي بن موسي الرضا (ع) به نورد عشق ورزيدن در اين بارگاه ملكوتي مي‌پردازد.
آيت ا... العظمي صافي گلپايگاني نه از آن رو كه شاگردي باشد كه در محضر درس بزرگاني چون حضرات آيات عظام حجت، سيد محمد تقي خوانساري، بروجردي تلمذ كرده است كه وي فرزند خلفي بوده است براي پدر بزرگوارش مرحوم آيت ا... آخوند ملامحمد جواد صافي آن بزرگمرد و گنج ناشناخته دوران.
حاج آقا شيخ لطف ا... به يُمن دعاي پدر و ممارست و جهد در مكتب عالمان ديني قريب به شصت سال پيش، از سوي آيت ا... سيد جمال الدين گلپايگاني - كه در نجف اشرف از مراجع بزرگ زمان خود بودند- طي مرقومه‌اي به درجه اجتهادي و مقام فقهي نايل گرديده است، بزرگ وارسته‌اي كه بيشتر از مقام اجتهادي‌اش، در بين شيعيان جهان به زهد، تقوي، اخلاص، توكل و قناعت و به عنوان سرباز مدافع حريم ولايت و عاشق دلباخته حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف شناخته شده است.
با اين احوال، براي خسي چون من توفيقي دست مي‌دهد تا ساعاتي از حضور معظم له را در ميقات رضوي به قلم فرسايي از زيارت حضرت آقا و ديگر زائران پرداخته و شرحي بر احوال آيت اللهي بنويسم كه در كسوت خادمي حضرت رضا (عليه السلام) دري به آسمان معرفت اهل بيت مي‌گشايد  و چه سخت است نوشتن از عالمان وارسته‌اي چون ايشان كه همانا:
لايق نبود قطره به عمان بردن
خار و خس صحرا به گلستان بردن
اما چه كنم كه رسم موران اين است
ران ملخي پيش سليمان بردن
***
امسال (سال 1392 شمسي) آيت ا... العظمي صافي از يك هفته مانده به آغاز ماه مبارك رمضان به مشهد مشرف شده‌اند و در تمام اين روزها، اين كار هر روزشان بوده است كه اول صبح به حرم و مأمن سلطان خراسان مشرف و به زيارت محبوب بپردازند.
* اذن دخول
حالا ديگر صحن آزادي، سال‌هاست كه در همين فصل و ايام، قريب به دو ماه با نواي اذن دخول زيارت حاج شيخ لطف ا... صافي آشنايي دارد.
بسياري از بزرگان و شيفتگان اهل بيت (عليهم السلام) اذن دخول و جاري شدن قطره اشك را هنگام دخول به مشاهد مشرفه، نشانه اجازه دخول و زيارت از طرف آن بزرگوار مي‌دانند.
حضرت آيت ا... العظمي صافي نيز هر بار كه به آستان فرشته پاسبان حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا (عليه السلام) مشرف مي‌شوند با چشماني اشك بار و مشتاق ديدار يار اذن دخول را قرائت مي‌كنند و به پابوسي حضرت مي‌رسند.
اذن دخول آقا كه تمام مي‌شود، همچنان كه ذكري را زير لب زمزمه مي‌كنند صحن آزادي را به قصد ورود به روضه منوره حركت مي‌كنند.
حالا ديگر زائران و حاضراني كه متوجه حضور آقا شده‌اند با شتاب و مشتاقانه مي‌رسند و عرض سلام و ادب مي‌كنند و چه زيبا و با روي خوش، پاسخ سلام همه را مي‌دهند و برايشان دعا مي‌كنند.
در حرم مطهر، بانواني هم كه متوجه تشرف ايشان مي‌شوند با چشماني اشكبار به سوي ايشان مي‌آيند و از ايشان مي‌خواهند كه دعايشان ‌كند.
برخي هم قسمتي از عباي آقا را مي‌گيرند و آن را به نيت تبرك جستن مي‌بوسند كه معظم له به آنها مي‌فرمايند: اگر من چند عباي ديگر هم بپوشم ارزشي ندارد ولي اين كه شما با چادر در اجتماع حاضر مي‌شويد همه‌اش جهاد است و چادر شما ارزشش از عباي من، بالاتر و ثوابش بيشتر است.
* صحن آزادي و ورود به روضه منوره
حالا دقايقي از آخرين ضرباهنگ ساعت صحن آزادي با اعلام هشت صبح گذشته است؛ صحني كه در شرق حرم مطهر و پايين پاي مبارك حضرت قرار دارد. از غرب به رواق‌هاي دار الضيافة و دارالسعادة و دارالسرور و از شرق به خيابان نواب صفوي مي‌رسد.
و امروز، اين صحن باز شاهد حضور عالمي است از مردان قدسي حضرت خداوند مهربان.
عالم وارسته‌اي كه آيت ا... العظمي بروجردي شايسته‌تر از او براي نگارش كتابي درباره حضرت ولي عصر (عليه السلام) نيافتند و نوشتن كتابي كه بعدها «منتخب الأثر في الإمام الثاني عشر» نام گرفت را به ايشان سپردند.
بزرگ‌مردي اسلام‌شناس و انديشمندي سترگ كه به خاطر نوشتن كتاب «التعزير، انواع و ملحقاته» سي سال پيش برنده كتاب سال جمهوري اسلامي ايران شده است و براي نگارش بيش از ده‌ها كتاب ديگر با موضوعات مختلف اسلامي و فقهي در صدر نويسندگان علوم ديني قرار گرفته است.
و حاج آقا شيخ لطف ا... پيرفرزانه‌اي با قدي خميده و ذكري بر لب در آستانه تشرف به روضه منوره حرم رضوي قرار گرفته است.
در داخل روضه منوره نيز ارادتمندان آيت ا... براي عرض ادب پيش مي‌آيند.
* تحويل عصا هنگام ورود به حريم يار
آقا، اعتقاد دارند از آداب زيارت آن است كه زائر با خضوع كامل قدم به حريم يار بگذارد و خود را در محضر او ببيند؛ به همين خاطر هرگاه كه اراده زيارت مضجع شريف حضرت علي بن موسي الرضا (عليه السلام) را مي‌كنند طبق سيره اسلاف و علماي بزرگ، در بدو ورود به حرم، عصاي خود را تحويل مي‌دهند و با عصا وارد حرم نمي‌شوند، مبادا خلاف ادب نسبت به آن حريم ملك پاسبان باشد و اين‌گونه متواضعانه و با ادب كامل به عتبه بوسي آن حضرت تشرف مي‌جويند.
* ما عبد حقير حضرت مولاييم
آقا به مقابل ضريح مطهر كه مي‌رسند به زمين افتاده، عتبه مباركه را مي‌بوسند و به خاطر توفيق زيارت يار، شاكرانه، جبين به درگاه بي‌نياز مي‌سايند در حالي كه نم زلالي از گوهر اشك بر چشمان مباركشان مي‌نشيند.
سپس دقايقي را مقابل ضريح به سلام و ثنا مي‌گذرانند و بعد، نشسته و به ديواري تكيه مي‌زنند كه اين بيت شعر بر آن نقش بسته است:
نه كوه سينا باشد ولي به عجز و نياز
گرفته است كليم، اندر آن مقام و مقر
حتي با وجود كهولت سن و مشقت در نشست و برخاست بر روي زمين، به خودشان اجازه نمي‌دهند كه هنگام خواندن زيارت نامه و نماز زيارت براي ايشان صندلي تهيه شود. با همان دشواري بر روي زمين مي‌نشينند و زانوي ادب در برابر حريم ملكوتي يار مي‌زنند.
زيارت‌نامه را باز مي كنند و زمزمه مي‌كنند:
«صلي ا... عليك يا اباالحسن، صلي ا... علي روحك و بدنك، صبرت و انت الصادق المصدق...» زيارتنامه مي‌خوانند و هر از گاهي دستشان را تكيه گاه پيشاني مي‌كنند و چشمهايشان را مي‌بندند و سكوت مي‌كنند.
دقايقي را به همين صورت مي‌گذرانند و باز ادامه مي‌دهند:
«السلام عليك يا ولي ا...، السلام عليك يا حجة ا...، السلام عيك يا نور ا... ...»
ذكر و زيارت آقا كه تمام مي‌شود، بلند مي‌شوند و گوشه‌اي در مقام بالا سر حضرت مي‌نشينند و نماز مي‌خوانند، و باز دقايقي را در عالم خويش و خلوت خود سپري مي‌كنند و دوباره نمازي و ذكري و دعايي ...
نماز و زيارت كه تمام مي‌شود، بلند مي‌شوند و از همان بالا سر خارج مي‌شوند و باز مردماني كه در طي مسير براي ادب و سلام همچنان به حضورشان مي‌رسند...
* زيارت علماي مدفون در حرم مطهر
آيت ا... العظمي صافي هر بار كه به زيارت مولاي خويش مشرف مي‌شوند بزرگان و علماي مدفون در آنجا را ياد مي كنند و با حاضر شدن بر سرقبور آن اولياي خدا، به همگان ياد مي‌دهند كه همه، مديون فداكاري و ايثار بزرگان دين هستيم. زائراني كه براي زيارت مرقد مطهر شيخ حر عاملي و شيخ بهايي مي‌آيند، شاهد حضور اين مرجع عاليقدر در آنجا هستند كه چگونه با مسألت غفران و رضوان الهي براي آن بزرگان، سرانجام و عاقبت نيك را براي همگان از خداوند مي‌خواهند. معظم له هنگام ورود به رواق اصلي نيز با اشاره به مرقد عالم بزرگوار شيخ حبيب ا... گلپايگاني در سمت چپ ورودي، براي ايشان از خداوند متعال رضوان الهي را مسألت مي‌نمايند.
* افتخار خادمي كشيك هشتم
چه زيباست لحظاتي كه انسان نشان خادمي يار را به دست گيرد  و عاشقانه بر سركوي دوست، خود را سرسپرده حبيب خويش نشان دهد.
روزهايي كه نوبت خادمين كشيك هشتم مي‌رسد، معظم له هم - كه بيش از سي سال است افتخار خادمي كشيك هشتم را دارند- مشتاقانه «چوب پر» مرسوم خدام را به دست مي‌گيرند.
وارد دفتر خدام مي‌شوند و بعد از احوالپرسي و گفت وگويي كوتاه، دفتر بزرگي را كه اسامي خادمين در آن ثبت شده باز مي‌كنند و صفحه مربوط به خودشان را امضاء مي‌كنند. نكته حايز اهميت اين است كه ايشان در هنگام ثبت تاريخ، آن را به قمري مي‌نويسند و يادآوري مي كنند كه تاريخ اسلامي، تاريخ قمري است و نبايد فراموش شود.
پس از امضا و ثبت دفتر، در همان كسوت خادمي حركت مي‌كنند و دم درب ورودي صحن به روضه منوره مي‌ايستند  و در حالي كه ذكري را زمزمه مي‌كنند با همان «چوب پر» خادمي به راهنمايي زائران حضرت مي پردازند.
حالا ديگر، ساعاتي از حضور آقا در حرم مطهر امام رضا (عليه السلام) گذشته است، و آقا پس از سلام و ثنايي دوباره به قصد خارج‌شدن از صحن و حرم مطهر حركت مي‌كنند.
خدمتشان عرض مي‌كنم تا اگر صحبتي يا جمله‌اي دارند بفرمايند تا مخاطبان روزنامه استفاده كنند.
اندكي سكوت مي كنند ... نگاهي از مهر و عطوفت مي‌اندازند و تنها اظهار مي دارند از اينكه روزنامه قدس در جهت ترويج شعائر اسلام اهتمام ويژه اي دارد خرسند هستند.
آقا را با همراهانشان تا ماشين مشايعت مي كنم و مي‌روند ... و من مي‌انديشم:
مردان خدا پرده پندار دريدند
يعني همه جا غير خدا هيچ نديدند
هر دست كه دادند از آن دست گرفتند
هر نكته كه گفتند همان نكته شنيدند

 

منبع: ويژه‌نامه‌ي هشت آسماني؛ روزنامه‌ي قدس؛ مورخه 25/6/1392

 
حکم حجاب و دوچرخه سواری زنان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
یکشنبه, 09 شهریور 1393 ساعت 19:00

استفتاء از محضر مرجع راحل عظیم الشأن آیت الله العظمی آقای حاج آقا علی صافی گلپایگانی (قدس سره)

س. آیا حجاب از ضروریات دین است؟ و حکم کسانی که به آن بی اعتنایی می کنند چیست؟

ج. حجاب از ضروریات دین است و منکر آن کافر است.

س. برخی در مورد مسائل زنان اظهار نظرهای نامناسبی را ابراز می کنند مانند بحث دوچرخه سواری یا ورزش بانوان یا در مورد حجاب اظهار می دارند که به نظر ما کت و دامن جهت حجاب کفایت می کنند.

نظر حضرتعالی در این زمینه ها چیست؟

ج. تظاهر به اموریکه خلاف عفت عمومی است جایز نیست.

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 09 شهریور 1393 ساعت 19:12
 
نقل خاطره مرحوم آیت الله شب زنده دار از مرحوم آقا مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
یکشنبه, 05 مرداد 1393 ساعت 14:07

 

آیت‌الله شب‌زنده‌دار اینگونه بیان کردند: مرحوم آیت الله(العظمی) آقای حاج شیخ علی صافی نقل میکردند که یک روز آمدم در منزل حضرت آیت الله بروجردی و ایشان در حال خارج شدن از منزل به سمت مسجد بالاسر  برای درس بودند که طلبه‌ای که از ظاهرش مشخص بود اهل آنجا نیست از راه رسید و در همین حال درشکه رسید تا ایشان را برای درس ببرد. آن طلبه به آیت‌الله بروجردی عرض ادب کرد و گرفتاری مالی خود را خدمت آن بزرگمرد تشیع اظهار داشت. مرحوم (آیت الله العظمی)بروجردی گفتند بعد از درس تشریف بیاورید و درشکه حرکت کرد و آیت الله (العظمی)حاج شیخ علی صافی فرمودند من و آن طلبه نیز دنبال درشکه حرکت نمودیم و وقتی به مسجد بالاسر رسیدیم، طلاب هنوز برای شرکت در درس جمع نشده بودند و به ناچار مرحوم آیت الله بروجردی بر فراز منبر درس نشستند و بنده و آن طلبه تنها کسانی بودیم که نزدیک به آیت الله بروجردی حضور داشتیم. آن طلبه مسئله‌ای علمی به ذهنش خطور کرد و با کسب اجازه مطرح نمود. مرحوم آیت الله بروجردی چون گوششان سنگین بود متوجه سوال نشدند و  گمان کردند ایشان دوباره گرفتاری اقتصادی خود را بیان می‌کند و در پاسخ فرمودند بعد از درس بیا که من فوراً عرض کردم مسئله داشتند و این استاد عالیقدر مجدد گوش دادند و مسئله را پاسخ گفتند. پس از آن طلاب جمع شده و مرحوم آیت الله بروجردی تدریس فرمودند و من و آن طلبه پای منبر بودیم. درس که تمام شد آقای بروجردی از یک پله پایین آمدند و دست آن طلبه را بالا آورد، و بوسیده و فرمودند من را ببخش.

آیت‌الله شب‌زنده‌دار متذکر شدند: کمتر شخصیتی در بین مراجع داریم که به اندازه این استاد و مرجع عظیم الشأن تواضع داشته باشد.

 
ماجرای شفای مرحوم آقا در حرم امام رضا(ع) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
شنبه, 28 تیر 1393 ساعت 19:36
فرزند مرجع ولایی مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج اقا علی صافی گلپایگانی قدس سره با بیان ماجرای شفا یافتن بیماری پدر توسط امام رضا(ع) گفت: پدر در کوچکترین امور و حتی در امور سیاسی و اجتماعی اخلاقیات را به طور کامل رعایت ‌می کردند و بر اخلاقیات تأکید و مراقبه زیادی داشتند.

به گزارش خبرگزاری مهر،حاج اقا مصطفی صافی گلپایگانی فرزند آیت الله العظمی حاج آقا علی صافی گلپایگانی در برنامه ضیافت شبکه قرآن و معارف سیما بیان داشت: مرحوم والد در سال 1291 متولد شدند و حدود 18 سالگی نیز بعد از تکمیل مقدمات تحصیل نزد پدر و دایی بزرگوارشان به قم رفتند که آن زمان مصادف بود با زمان آیت الله حائری و ابتلائات و سختی‌های زمان رضاخان.

وی ادامه داد: در سن 21 سالگی بود که ایشان در امتحانی سخت شرکت کردند و توانستند به صورت رسمی مدرس فقه و اصول حوزه شوند. خودشان تعریف می‌کردند که برای شرکت در این امتحان به نزد آیت‌الله حائری در حرم رسیدم و ایشان با بزرگواری مرا به نشستن در مکانی دعوت کردند تا پاسخگویم باشند و بعد که موضوع امتحان را گفتم گفتند امتحان سختی است اما شما شرکت کنید و من نیز شرکت کردم و پذیرفته شدم.

فرزند آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی اظهار داشت: مرحوم والد نسبت به استادان خود همیشه به بزرگی و تکریم یاد می‌کردند و اگر کوچکترین حرفی در رابطه با این بزرگواران زده می‌شد به شدت برآشفته می‌شدند و از حریم روحانیت دفاع می‌نمودند.

وی تأکید کرد: در رابطه با شخصیت ایشان باید بگویم که به تمام معنا شخصیت جامعی بودند به طوری که در عین صلابت و شجاعت بسیار مهربان و ساده‌زیست بودند و عنایت زیادی به دوستان و خویشان و مؤمنان داشتند یکی از موضوعاتی هم که به شدت بر آن تأکید داشتند صله رحم بود و آن چنان بر این امر اصرار داشتند که اگر کسی وی را نمی‌شناخت فکر می‌کرد که پدر در این زمینه افراط می‌کردند.

وی اضافه کرد: یکی از موضوعاتی که پدر نسبت به آن هرگز پروایی نداشتند بحث امر به معروف و نهی از منکر بود. نه تنها در این موضوع بلکه در هیچ موضوع دیگری نیز به جز از خدا از کس دیگر نمی‌ترسیدند و با شجاعت در برابر مظاهر فساد و منکر می‌ایستادند.

فرزند آیت‌الله صافی گلپایگانی تصریح کرد: مکارم اخلاق ایشان در حد بسیار بالایی بود و در تمامی جوانب حتی امور سیاسی و اجتماعی این اخلاقیات را رعایت می‌کردند. به یاد دارم که زمانی که قرار بود مسجد قطب را تجدید بنا کنند به مدیر کار می‌گفتند روزها دیرتر کار را شروع کنید دلیلش را که می‌پرسیدیم می فرمودند به این خاطر که بعضی از کارگرها که دیر وقت سرکار رسیده‌اند کاری برایشان نمانده است بروید آنها را بیاورید و پول بیشتری هم به آنها بدهید.

وی گفت: پدر نسبت به تشرف به مکان‌های زیارتی به شدت مقید بودند که تمامی اعمال را همان طور که وارد شده است به‌جا آوردند به طوری که حتی سال‌های اواخر عمرشان که بر روی ویلچر هم می‌نشستند به حرم می‌آمدند و وقتی به حرم می‌رسیدیم بلند می‌شدند ضریح را می‌بوسیدند و همان طور که وارد شده بود اعمال را به جا می‌آوردند.

وی ادامه داد: پدر بر روی اعمال و دعاهای دیگر نیز همین تأکیدات را داشتند و می‌گفتند باید همان طور که وارد شده است دعا را بخوانیم چرا در دعای کمیل چند بار یا رب یا رب می‌گویند.

مصطفی صافی گلپایگانی بیان داشت: یک بار که به مشهد رفته بودیم یکی ‌از گوش‌های پدر که چند سال پیش مشکل پیدا کرده بود دوباره دچار عفونت شده بود به همین دلیل خون و عفونت زیادی از این گوش خارج می‌شد و پدر به این خاطر که نکند حرم نجس شود به داخل حرم نمی رفت و از همان بیرون دعا و زیارت را می‌خواند.

وی افزود: هربار که پدر از حرم بازمی‌گشت ما باندها را باز می‌کردیم و عوض می نمودیم یکبار که ایشان از حرم برگشتند و ما طبق معمول خواستیم باندها را باز کنیم دیدیم هیچ اثری از خون و عفونت نیست و پنبه کاملا تمیز است به پدر که گفتیم گفتند از امام رضا(ع) عجیب نیست زیرا من این بار که به حرم رفتم و نتوانستم داخل حرم بروم دلم شکست رو به آقا کردم و گفتم آقا جان می‌گویند شما به سگ هم نگاه می‌کنید آیا ما از سگ نیز کمتریم؟!

وی گفت: یک بار که به حرم امام رضا مشرف شدیم تا حرم تاکسی گرفتیم و راننده پرسید کجا می‌روید من گفتم مگر غیر از حرم جایی هست؟ همان لحظه پدر این شعر را سرودند که مرا به غیر حرم این دیار کاری نیست/ به جز زیارت مولای خویش یاری نیست* خدا کند بپذیرد من ضعیف ذلیل/ که جز به لطف و عنایتش امیدواری نیست.

وی در پایان سخنانش تصریح کرد: پدر اشعار بسیار زیادی علاوه بر مجموعه شعرهایشان برای حضرات معصومین(ع) داشتند که این اشعار طبق مناسبت‌ها و مراسم بود که یکی از اشعارشان نیز در رابطه با وضع مردم فلسطین و ظلم صهیونیسم و پیش ‌بینی آینده بود که این شعر را در سال 1349 و در زمانی که در مشکین‌شهر تبعید بودند سروده بودند که یکی از طلاب مشکین‌شهر نیز آنرا می‌خواند و ساواک هم دستگیرش کرد.

آخرین بروز رسانی در شنبه, 28 تیر 1393 ساعت 19:50
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 25