سایت دوست داران حضرت آیت الله حاج شیخ علی صافی گلپایگانی
نامه آیت الله العظمی گلپایگانی به مرحوم آقا مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
شنبه, 10 اسفند 1392 ساعت 09:06

بسم الله الرحمن الرحیم

بعرض محترم می رساند:  پس از استفسار از سلامت مزاج شریف بطوریکه مسموع شد

اخیراً تضیقاتی زائد بر مزاحمت های قبلی برای حضرت عالی فراهم شده باعث نگرانی

حقیر گردیده و بسیار موجب تأثر است که چرا بعض مأموران اینقدر برخلاف مصالح مملکت

و خودشان اقدام و موجب تنفر عمومی را فراهم مینمایند و به جای معذرت خواهی اینگونه

صحنه ها را به وجود می آورند به هر حال در صورتیکه حتی مانع از اقامه جماعت حضرت

عالی هستند به نظر حقیر تا متوجه اشتباه خود نشده اند برای حفظ و آرامش از رفتن

مسجد خودداری فرمائید امید است پیوسته منظور نظر مبارک حضرت ولی عصر ارواحنا

فداه بوده و در اینگونه مجاهدات مأجور و مؤید باشید.

محمد رضا الموسوی الگلپایگانی


 
چهار استفتاء در خصوص وضو از مرحوم آیت الله العظمی صافی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
شنبه, 03 اسفند 1392 ساعت 10:41

آیا میتوان روی سر و پا را دو بار مسح کشید؟

واجب یک مرتبه مسح کردن است ولی دو بار مسح کردن اگر برای احتیاط باشد مانعی ندارد.

 

آیا میتوان در مسجدی وضو گرفت و با آن وضو در مسجدی دیگر نماز خواند؟

اگر آب مخصوص نماز گزاران آن مسجد باشد، نمی شود.

 

اگر پسر خانواده در خانه در وضو و غسلش بیش از حد متعارف آب مصرف کند و پدرش راضی نباشد آیا وضو و غسلش باطل است؟ یا خیر؟

یکی از شرایط آب وضو این است که غصبی نباشد لذا اگر پدر فقط به مقدار متعارف را اجازه دهد و زائد از آن را اجازه ندهد تصرف در آن آب جایز نیست و وضو باطل است.


بدن من طبیعت چرب دارد و نمی دانم آیا مانع غسل و وضو است یا نه؟

در غسل و وضو باید به نحوی عمل کرد که آب به بدن برسد.


 

آخرین بروز رسانی در شنبه, 03 اسفند 1392 ساعت 10:48
 
سیاست دوگانه حقوق بشری و دشمنی غرب با اسلام نوشتاری از مرحوم آیت الله صافی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
پنجشنبه, 24 بهمن 1392 ساعت 10:07

 

با پیشرفت اسلام بساط تسلط غارتگران و زور گویان و دزدان بین المللی از میان می رود. از این جهت مهم ترین چیزی را که مبارزه با آن را شروع کردند و تا حال هم در این مبارزه از پا ننشسته اند اسلام و توحید اسلام است و مع الاسف از وقتیکه مسلمانان را رفته رفته از عوالم دینی منحرف نمودند و کور کورانه مقلد آنها شدند کاری کردند که بتدریج رنگ اسلام رنگ دیگر شد و به جای عادات و رسوم اسلامی عادات و رسوم اجانب جایگزین شد.

تا کار به جایی رسید که الان که در عالم اسلامی نگاه کنید حتی یک حکم صحیح و منطقی اسلام را هم اگر بخواهند اجراء کنند و عملی شود سردمداران دنیا داد وا انسانای خود را بلند می کنند و ناپسند جلوه می دهند و حتی بعض مسلمان نماها هم بلندگوی آنها میشوند و چقدر جای تعجب است که تمام خیانتهای بزرگ و جنایتهای وحشتناک و کشت و کشتارهای بیرحمانه آمریکا یا شوروی یا چین یا انگلیس که در طول قدرت آن ها بر ملت های ضعیف در اقطار عالم شده و می شود همه بشر پسندانه وانمود می کنند ولی اگر یک نفر را به جرم کشتار انسان ها و خیانت های به مملکتی از ممالک اسلامی بکشند ارتجاع و بازگشت به قرن حجر می خوانند.

 

آخرین بروز رسانی در جمعه, 25 بهمن 1392 ساعت 08:07
 
دعا به انقلاب مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
دوشنبه, 21 بهمن 1392 ساعت 19:43

امیرالمؤمنینی که قدرت دستش است می گوید خدا رحمت کند کسی که خودش را برای خودش مهیّا کند. این معنی حکومتهایی است که میخواهند مردم راحت باشند و خودشان در زحمت، نمی خواهند مردم نوکرشان باشند مثل سلاطین معمولی همانطوری که رویه خوده امیر المؤمنین است؛ حالا ما این انقلابی که شده است ادعایمان این بود، خدا رحمت کند رهبر فقید مرحوم آیت الله خمینی را-که توی همین اتاق هم آمده است- ایشان هم می خواستند یک حکومت اینجوری باشد ولی متأسفانه در خارج اینطوری نیست.

ما که دعا می کنیم به این انقلاب انقدر هم زحمت این انقلاب را کشیدم انقدر حبس رفتم تبعید شدم همه این چیزها را هم دیدم ولی مع ذلک توقعی هم از کسی نداشتم؛ مرحوم امام وقتی که آمد فرستاد که شما باید یک مسئولیتی قبول کنید گفتم که من مسئولیت قبول کن نیستم من اگر خیری به نظرم بیاید به شما میگویم اما انصافاً واقعاً کم کسی دیدم که هیچ نفاق نداشته باشد آنچه رفتم بهش گفتم یک مطلب شخصی نبود همه اش مطالبی که برای ملکت صلاح بود و ترتیب اثر هم می داد خدا می داند مکرر می گفت: من به شما دعا میکنم.

منبع : فرمایشات مرحوم آقا در دیدار با استاندار وقت اصفهان

 

 

 

 

آخرین بروز رسانی در دوشنبه, 21 بهمن 1392 ساعت 19:57
 
این انقلاب، مرهون حسن ظنی است که مردم به علما داشتند مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
سه شنبه, 01 بهمن 1392 ساعت 10:23

این قسمتی از مصاحبه مربوط به سال 1382 شمسی می باشد که نشریه آموزه شماره دوم با مرجع راحل عظیم الشأن آیت الله العظمی حاج آقا علی صافی انجام شده است.

آموزه: در مورد نقش علما در تاریخ معاصر توضیح دهید؛ چرا که امروزه بعضی‏ها می‏گویند، آنها در زمان سلطنت پهلوی نسبت به امور سیاسی ـ اجتماعی، بی‏تفاوت بوده و خانه ‏نشینی را اختیار کرده بودند. نظر حضرت عالی در این‏باره چیست؟

من قبول ندارم که علما سکوت کرده و خانه نشین شده بودند؛ بلکه هر زمانی، اقتضایی دارد. بعضی‏ها می‏گویند که علما تنها به مسجد و چهارگوشه آن بسنده کرده بودند، در حالی که این‏گونه نیست و هر وقت کاری از دست اینها بر می‏آمد، انجام داده‏اند. من عقیده‏مندم که

این انقلاب، مرهون حسن ظنی است که مردم به علما داشتند. زیرا آنان در زیر فشارها و سختی‏های طاقت‏ فرسای رضاشاه و محمدرضا شاه مقاومت کردند.

مثلاً یک مورد را برایتان تعریف می‏کنم: وقتی که هویدا آمده بود "حزب رستاخیز" را در مقابل "حزب عِلم" برپا کند، من در گلپایگان منبر می‏رفتم. صدای من به جایی که هویدا صحبت می‏کرد، می‏رفت و صدای هویدا هم به مسجد ما می‏آمد. همان روز این آیه را خواندم. "انّ فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا..."  و گفتم که می‏خواهند حزب درست کنند. شبها با هم "گرگم به هوا" بازی می‏کنند و صبح شما را به جان هم می‏اندازند و برای شما حزب تشکیل می‏دهند. با اینکه همیشه دوتاسه تا مفّتش می‏آمدند، ولی من می‏گفتم. این بساطی که درست شده بود، کافی بود همه را از بین ببرد. رضاخان نسل روحانیان را می‏خواست قطع کند. ببینید با حاج آقانوراللّه‏ اصفهانی چه کار کردند. در همین جا ایشان را به شهادت رساندند. من تا آنجایی که یادم می‏آید، علما در مواقع لزوم ایستادگی کردند.

برادرم حاج آقا لطف اللّه‏ منبر رفت، وقتی منبرش تمام شد در دالان مسجد، یکی از شخصیت‏های فرمانداری جلوی او را گرفت و گفت: چه می‏شد که از اعلا حضرت هم کلمه‏ ای می‏گفتی. نمی‏دانم من گفتم یا خودش گفت که این فضولی‏ها به شما نیامده است.

شما رفتار حاج آقانوراللّه‏ و مرحوم حاج آقانجفی با شاه را ببینید. این‏ها را از مرحوم حاج آقا محمد مقدس که از علمای اصفهان بود نقل می‏کنم. او نقل می‏کرد که وقتی با ناصرالدین شاه می‏خواست بیاید، سرش را زیرگوش ناصرالدین شاه می‏برد و می‏گوید، شاه کجاست؟ ناصرالدین شاه هم می‏گوید: آقا بفرمایید دارند می‏آیند. وقتی به اتاق می‏روند، اول با حاج آقا نوراللّه‏ مباحثه می‏کنند و بعدا درباره بهائی‏ها مطالبی می‏گویند که چند نفر کشته شده و به کنسول‏گری روسیه در اصفهان متوسل شده بودند و آنها هم به شاه گفته بودند که شما دستور بدهید. شاه گفته بودند: شما دستور بدهید، ما اجرا بکنیم.

وقتی حاج آقا نوراللّه‏ بیرون آمده و توپ‏ها را در آن‏جا دیده بود، گفته بود: این‏ها چیست؟ جواب می‏گویند: توپ است. در مقابل دشمن می‏زنند. می‏گوید، یکی را امتحان کن ببینم. می‏گویند که اینها خالی است. بعد می‏گوید به شاه‏تان بگویید که من از این توپ‏های خالی نمی‏ترسم.

ما باید متوجه باشیم که گذشتگان ما به وظیفه‏ شان آن قدر که فهمیدند و می‏توانستند، عمل کردند؛ ما هم عمل بکنیم.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 2 از 22