سایت دوست داران حضرت آیت الله حاج شیخ علی صافی گلپایگانی
مشکاة ولایت ، سروده ای به مناسبت شهادت امام پنجم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
سه شنبه, 08 مهر 1393 ساعت 17:46

حـــــضرت بــــاقر ولــــی کــــبریا

شد شهید افسوس از زهـر جفا

شــمع مشکاة ولایت آنــکه بــود

بـــر خــــلایق رهـــنما و مــقـتدا

فـــــیض بــــاری حـجت پـروردگار

مــــلجأ امــت ســلیل مـصطفی

زاده ی زهـــــرا امـــام پــنجمـین

ســــــروبــــستان عــلی مرتضی

هفتم ذیحجه شدمسموم و رفت

یک جهان علم وعمل از این سرا

آه کـــــز دســـت هـــشام نابکار

دید آن حضرت بسی ظلم و جفا

از مـدینه بـرد او را تـا بــه شـــام

بـس سـتم ها دید از آن بی حیا

بــــهر دنـــیا داشــت آن بـیدادگر

آن هـــمه ظـــلم و ستم بر او روا

بـــاقـــر عـــلم نـبی کز عـلم خود

کـــرد عــالم را پـــر از نـــور و ضیا

کــرده پــر از شرق تا غرب جهان

آنــچه مـــانده از عـــلوم او به جا

ریــــزه خـــوار سفره عـلمش بود

هر که دارد دل ز داغـش با صـفا

بــــا تــــمام مـــعجزاتی را که هم

مـــعترف بـــیگانه بُد چــون آشــنا

بــــا هــمه ایـــنها نهال هستیش

اوفـــــتاده از تــیشه اعـــدا ز پــــا

همچو اجدادش به دست ناکسان

بــــــــود در ایـــــام عـــمرش مبتلا

عـاقبت با زهــر کین او شد شهید

عــــمر او طــی گشت با رنج و عنا

نــــزد عــــم و بـــاب خـود اندر بقیع

دفــــن شد آن زاده ی شــیر خــدا

آه کـــــز وهــــــــابیان نــــا نــــجیب

هـــــتک گـــشته حـــرمت آل عـــبا

مرقد پـاک امـــامان شــــد خــــراب

دســت اســـتعمار کـرد ایــن کارها

ایــن زمـان کـــــردند سدّ راه حـــج

بســــته بـــاب خــــانه را بر روی ما

حجت خود رارسان یا رب که هست

قدرت او قــــدرت مــــشکل گــــشا

ای(عـلی) جــــز بـــا ظهور حضرتش

دردهــــای مـــا نــــمی گـــــیرد دوا

 
مولوی و آیت الله العظمی بروجردی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
سه شنبه, 08 مهر 1393 ساعت 09:25

به مناسبت روز مولوی که در تقویم جمهوری اسلامی ایران آمده این مطلب را قرار می دهیم

از آیت الله العظمی آقای بروجردی نقل شده است که فرمودند: در ایامی که در بروجرد بودم، گاه الهاماتی از غیب داشتم، یک وقت مشغول مطالعه کتاب مثنوی (مولوی) بودم که ناگاه صدایی شنیدم که: این شخص راه را گم کرده است، به محض شنیدن این سخن، کتاب را بستم و زمین گذاشتم و پس از آن دیگر مطالعه نکردم ، همان وقت کتاب (عده الداعی) کنارم بود مشغول مطالعه آن شدم .

این قضیه را حضرتین آیتین صافی و دیگر علما نقل کرده اند.

 
شرح روایت آخرالزمان توسط آیت الله صافی ره مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
جمعه, 04 مهر 1393 ساعت 18:38

يَأتي علَى الناسِ زَمانٌ إذا سَمِعتَ باسمِ رَجُلٍ خَيرٌ مِن أن تَلقاهُ، فإذا لَقِيتَهُ خَيرٌ مِن أن تُجَرِّبَهُ، و لو جَرَّبتَهُ أظهَرَ لكَ أحوالاً، دِينُهُم دَراهِمُهُم، و هِمَّتُهُم بُطونُهُم، و قِبلَتُهُم نِساؤهُم، يَركَعونَ للرَّغيفِ و يَسجُدُونَ للدِّرهَمِ، حَيارى سُكارى لا مُسلِمينَ و لا نَصارى

ببین معجزه را، دارد از وضع دنیای امروز ما خبر می دهد ، یک زمانی می آید که تو اگر اسم یک نفر را بشنوی بهتر از این است که ببینیش اگر ببینیش بهتر از این است که در اطرافش فکر کنی و امتحانش کنی وقتی مشغول امتحان بشوی آنوقت چه چیزهایی به دستت می آید ؛ دِينُهُم دَراهِمُهُم، دینشان پول ،مسلمان ها نیستند که همه چیزشان را برای پول دادند؟ از اساسی ترین مطالب در اسلام حجاب است آیا برای پول نفروختیمش؟

هِمَّتُهُم بُطونُهُم، تمام سعی و کوششان برای شکمشان است میپرسی اقا چرا این کار حلال را حرام میکنی میگوید آقا زن و بچه ام نان میخواهند هر چه بگویی عذرش نان است فقط همین و شکمش این را که الاغ و گاو هم دارند ؛ زن هایشان قبله ی شان می شود جلویشان می اندازند افتخار میکنند که با خانوم دعوتش کردند؛

يَركَعونَ للرَّغيفِ و يَسجُدُونَ للدِّرهَمِ،  رکوع میکنند برای نان سجده میکنند برای پول ؛ اما اینها به چه گرفتارند؟ متحیر هستند مثل آدمهای مست و دیوانه اصلاً به خودش نمیرسد می گوید حواسم پرت است ملتفت نبودم ، اعصاب دیگه برایش نمانده ، چقدر مرض اعصاب اینها از کجاست؟ آنوقت آخرش نه مسلمان هستند نه نصرانی معلوم نیست شعله قلم کار است ،از هر جا آوردن بهش تحویل کردند همان را گرفت حالا اگر نصرانی ها آوردند بسم الله ما نوکریم بار می کشیم یهودیها آوردند بفرمایید بار بگذارید هر کس آورد ما محیا برای بارکشی هستیم، اما آنها که بار میگذارند گاهی دعوایشان می شود گاهی شرقیها گاهی غربیها تا حالا ببینیم کدام مسلط بشوند ، آیا مسلمان باید اینجوری باشد؟

منبع: سخنرانی سال ۵۲

 
حب جواد علیه السلام مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
سه شنبه, 01 مهر 1393 ساعت 19:15

خـــدایـــا بـــه حــــقّ امــام جـواد

که در راه دین جانش از دستد داد

امـامی کـه در نـــوجوانی شـــهید

شــد از زهــر آن ظــالم بـــد نـهاد

امامی که با سن اندک که داشت

درِ عـــلم بــر روی مـــردم گــشاد

امــامی کــه در مـجلس واحـــدی

زدانــش جــهانی ز عــلمش نـهاد

امــامی کــه شأن امـــامت بـه او

بــه دور صبــــاوت خــــــداوند داد

امامی که با مـعجزاتی کــه کرد

هدایت نمود اســت خــــلق زیاد

امامی که داد آن چنان دادِ علم

که از دانشش خصــم از پــافتاد

ولی دشمن از بـهر دنـیـای دون

چــنان از پـی دشمنی ایســتاد

کــه او را بـه زهری شهید ستم

نمود و گل هستیش شد به باد

خـدایـا (علی) را پس از فضل تو

بــه حـب جــوادش بـــود اسـتناد

 
سخنان مرحوم آقا درباره آیةالله العظمی سید جمال گلپایگانی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط العبد   
جمعه, 21 شهریور 1393 ساعت 16:43

فرمایشات مرجع ولایی عالم ربانی حضرت آیت الله العظمی آقای حاج آقا علی صافی گلپایگانی (اعلی الله مقامه) درباره عارف کامل آیت الله العظمی سید جمال الدین گلپایگانی (قدس سره) که در کتاب جمال عرفان ذکر شده است:

ایشان مرد بزرگواری بودند علماً و عملاً در خدمتشان بودم، زاهد و عابد بودند و مقاماتی هم داشتند از نظر معنوی مرد بزرگواری بودند . و معروف هم هستند و از چیزهایی که من از ایشان شنیدم یکی این بود که گفتند یک وقتی به وادیّ السلام نجف رفتم و از بعضی قبرها یک دست هایی بیرون آمده بود و چیزهایی (طلب مغفرت و شفاعت) میخواستند و ما در محضرشان می رفتیم چون ایشان با پدر ما خیلی مربوط بودند و اظهار ارادت و علاقه به پدر ما می کردند و ما در نجف که می رفتیم در آنجا رفتیم و در منزل ایشان بودیم. و در مباحثه شان (تدریسشان) هم من (گاه گاهی) می رفتم. و اجازه اجتهادی هم به من دادند و نصیحتهایشان هم همه اش راجع به حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشزیف ) و از همین حرفها بود.

منبع: صفحه 106 کتاب جمال عرفان
مصاحبه با معظم له در قم در منزلشان.
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 2 از 27